/ صدای بسته شدن در/
آقا:
کجا؟
خانم:
توکجا؟
آقا:
من قرار دارم
خانم:
قرار؟ با کی؟ هان؟
آقا:
بابا منظورم اینه وقت دکتر دارم!
خانم:
دکتر؟ ناسلامتی من و تو با هم زن و شوهریم، اونوقت من نباید بدونم تو وقت دکتر داری؟
آقا:
خب دیگه، این از نشونه های زندگی مدرنه! یه چیزی توی مایه های سورپرایز و غش کردن و اورژانس
خانم:
خوبه..خوبه...حالا بگو ببینم مریضیت چیه؟
آقا:
مریضی چیه زن؟ بپرس می خوام شبیه کی بشم؟ شبیه آلن دلون! یا شایدم آمیتاباچان! چطوره مثل آرنولد بشم، هان؟
خانم:
واه..واه... ببین می خواد شبیه کیا بشه، باز منو بگو که می خوام شبیه باربی بشم!
آقا:
باربی؟ هوم، یه دفعه خودتو شبیه میکی موس کن / با خنده/ یا هم حاچ زنبورعسل!
خانم:
نخیر، این تویی که باید شبیه مردعنکبوتی بشی، آقا! اصلاً تو رو چه حسابی می خواهی جراحی زیبایی کنی؟ نکنه؟
آقا:
نه..نه.. فکرهای بد نکن! خودت می دونی،من چاره ای ندارم!
خانم:
چرا؟
آقا:
آخه از بچگیم، هی همچین، یه کمی اعتماد به نفس نداشتم، حالام می خوام با عوض کردن شکل و شمایلم، از اون شرایط دور بشم!
خانم:
حالا اینارو کی بهت گفته؟
آقا:
اون شب توی ماهواره، اون روان شناسه می گفت! حالا خودت برای چی می خواهی بری؟
خانم:
قضیه ی من با تو فرق می کنه!
آقا:
چه فرقی؟
خانم:
چندوقتیه توی آینه می بینم سرسوزن اشکالی توی شکل و شمایلم پیدا شده، می خوام تا بدتر نشده، برطرفش کنم، همین!
آقا:
راستی تو از من برای جراحی زیبایی اجازه گرفتی، هان؟
خانم:
نه! می خواستم سورپرایزت کنم! تصور کن، چندروزدیگه یه باربی بهت بگه سلام! از خوشحالی پرواز می کنی!
آقا:
خودتو بگو! از این به بعد شوهرت، شبیه یکی از هنرپیشه های سینما میشه! اونقدر توی فک و فامیل پز میدی که خودت خسته بشی!
خانم:
حالا این حرفهارو بذار برای بعد! من رفتم!
آقا:
کجا؟
خانم:
معلومه پیش دکتر هوشنگ اعتمادی، وقت دارم!
آقا:
اِ..اِ... من پیش اون وقت دارم!
خانم:
برای کی؟
آقا:
برای یه ساعت دیگه! دقیقاً ساعت یازده!
خانم:
اِ....منم برای اون موقع وقت دارم! دقیقاً ساعت یازده!
آقا:
عیب نداره! من برم... دوست ندارم بعد از تو باشم
/ صدای باز شدن در/+/ صدای چند قدم/
خانم:
کجا؟ کجا؟ خدا کنه دکتراعتمادی منو شبیه باربی نکنه!
آقا:
/ صدا ضعیف / باربی نه... من از میکی موس خوشم میاد! / با خنده/ شبیه اون باش
خانم:
/ جدی/ باشه....حالا بهت نشون میدم میکی موس کیه!
/ صدای بسته شدن در/
/ موزیک/